فرفری
-سشوار بکشم یا همینجور بذارمشون ؟
-همینجور قطعا !!!
-چرا ؟
-فرفری جذاب تره .
-چرا ؟
-کمه خانوم جان . مو فر فریا کمن . فرفریای مشکی کمن
تو هم فرفری هستی هم مشکی
.
.
.
پس چرا من یه عمر بابت فری فری و مشکی بودنشون ناراحت بودم ؟؟؟؟
عاشق شبایی ام که ...
نور شمع به من انرژی میده
دیدن شعله های کوتاه اجاق گاز که به آرومی زیر کتری روشن ان به من انرژی میده
من با اینچیزای کوچولو احساس زنده بودن میکنم
تا جایی که یادم میاد ، همیشه ، شبایی که برق میره ، همه از از خلوت خودشون دست میکشن و از گوشه کنار خوشونو میرسونن به سمت هم
میشنن توی یه محفل روشن با نور کم یکی از شمع های روشن و با هم حرف میزنن
معمولا خاطره میگن
خاطره میگن و استیکانای کمرباریکشونو پر میکنن از چایی خوش عطر و طعم توی قوری
اینجور مواقع یاد نقاله خوانی و قصه سرایی های قدیمیا میوفتم
برق که میره ، هر بار فکر میکنم ، بعدا برای نوه ها و نتیجه هام ، خاطره ی این شبا رو میگم
از مامان بزرگ بابا بزرگایی میگم که پر بودن از خاطرات شاد و غمناک جور واجور از روزگاران دور
شاید از قصه هایی بگم براشون که یه شبایی مامان بزرگشونو به وجد آورده ان و باعث شده ان فک کنه ، کاش هیچ وقت برق نیاد
گاهی بی برقی چقد خوبه
آنارام باشید





آنارام باشید