مانتو و شلوارمو پوشيده و شالمم سر كرده ام كيفمم حتا رو شونمه اما وسط اتاق نشسته ام و زار ميزنم زنگ ميزنه با صداى گرفته جواب ميدم تابلوئه كه خوب نيستم يه سوال ساده كافيه تا يه دنيا غُر روي سرش خالى بشه -كيو ديدى تنها بره خريد عقدشو بكنه ؟ -مگه من ميخام با باد هوا ازدواج كنم ؟ -اصن نميدونم بايد برم چى بگم -همه ي كسايى هم كه قول داده بودن تو نبودت همراهم باشن جا زده ان -مثه بدبختا آويزون هر كس و ناكسى شده ام و بعد ... سيل اشك و گريه اس كه جارى ميشه اعتراف ميكنم سكوتش و جواب پرمهر و قاطعش عرق شرم رو روى پيشونيم ميشونه من گاهى چقد بچه و بيطاقت ميشم مثه دختر بچه هاى نق نقوى دو ساله بهونه ميگيرم و خودم سوهان روح ميشم براي بهونه گيريام صداى سكوتم از پشت گوشى تلفن سوال بعدى رو تو ذهنش ايجاد ميكنه من ولى بچه پر رو ام پا ميكوبم زمين " هيشكى ام كه نياد خودم ميرم " چقد گاهي تحمل من سخته دلم براش ميسوزه
نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 12:12 توسط آنارام
|
سلام آنارام هستم از فروردین سال 1385 فهمیدم ام اس دارم . شکره خدا بیماریم کنترل شده و اوضاعم روبراهه. از ابتداي تشخيص ام اسم داروي آوونكس برام تجويز شد و 6 ماه آوونكس زدم . بعد بدليل حمله ، داروم به ربيف تغيير كرد و 3 سال ربيف زدم . بعد از 3 سال ربيف روي كليه هام عارضه داد و مجبور شدم دارو رو تغيير بدم , در نتیجه از دی ماه سال 88 تا دی ماه سال 91، ماهی یک بار داروی تایسبری مصرف کردم و بعدش بدلیل احتمال عارضه PML جدود 6 ماه داروم به قرص جلنیا تغییر کرد و بعد 8 ماه بعدش و بعد از اینکه معادل ایرانیه جلنیا ( فینگولید ) وارد بازار شد ، از آذر 92 داروم به فینگولید تغییر کرد و اردیبهشت سال 93 بدلیل حملات مکرر که ناشی از عارضه ی دارویی بود مصرف قرص متوقف و استفاده از تایسبری از سر گرفته شد و در آبان 95 پرونده ی تایسبری بسته شد و تجربه ی ریتوکسی ماب شروع شد
(اکانت اینستاگرام من ، anaram_ms هستش و توی فیس بوک هم میتونید من رو با اسم کاربری anaram joon پیدا کنید .دوست داشتین اددم کنین تا از بروز شدن وبلاگ باخبر بشین. فقط بهمم بگين كه از اينجا آيديمو پيدا كردين ، كه بذارمتون تويه ليستي كه پيغام آپ شدن رو ميدم) از اونجایی که هر کی میاد میپرسه آنارام یعنی چی ؟ اینجا میگم یعنی چی. آنارام یعنی نور جاودان و پیوسته.