مردمه شهرایه بالایی هم فکر میکنن...؟

اينجور كه معلومه ظاهرا قضيه سهميه بندي آب و برق جدي شده

ديشب داشتم با خودم فكر ميكردم كه ما قراره چطور بدونه برق اينجا زندگي كنيم؟

ياده زمستون افتادم كه شهرایه بالا با كمبوده گاز مواجه شدند

زمستونه سردي بود و سوزش تويه 50 ساله گذشته بخصوص تويه خوزستان بي سابقه بود

از وقتي گفتن تويه مناطقه شمالي كشور مردم با افت فشاره گاز مواجهن من رفتم همه بخاريهايه خونه رو بستم و كلي با همه اهله خونه كلكل كردم كه اگه از سرما اذيتيد بريد لباساتونو بيشتر كنيد و خودم با سه تا بلوز رو هم و يه جاكت روش و دو تا شلوار و دو تا جورابه كلفت رويه هم تويه خونه راه ميرفتم و همه خونه رو مجبور كردم كه تا آخره زمستون بخاريا رو روشن نكنن.

هر جا هم كه ميرفتم سعي ميكردم همه رو مجاب كنم كه مردمه شهرايه بالا بيشتر از ما نياز به گاز دارن و اونا واجب ترن

وقتي تلويزيون گفت قراره برقا قطع بشن ، با خودم گفتم مردمه شهرايه بالا هم آيا به اين فكر ميكنن كه ما قراره اينجا چطور با بي برقي سر كنيم؟

تويه اين قفسايه آپارتماني که حتی باد نمیتونه توشون جریان پیدا کنه

حتی اگه هم بتونه با این وضعیت فرقی نمیکنه

چون از شدته گرد و خاك نميتونيم تويه خونه با وجوده بسته بودنه در و پنجره ها نفس بكشيم  چه برسه به اینکه بخوایم بازشونم بکنیم

خدا خودش كمك كنه

بدونه برق ميخوايم چيكار كنيم؟ آنارام باشید
برچسب‌ها: من
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 19:45 توسط آنارام |

آسمان اهواز

 

پاکترین هوایی که اهواز در هفته اخیر به خود دید

 

 

خدایا خودت کمکمون کن تا بتونیم حکمته این خاک بر سر شدنو بفهمیم و کمتر ناشکری کنیم

آنارام باشید

 

 


برچسب‌ها: من
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 14:23 توسط آنارام |

احمق

چند روزه پيش بود كه با يكي از بچه هايه ام اسي كه مثله خودم ربيف ميزنه چت ميكردم

داشت ميگفت كه از آمپول زدن خسته شده و دوست داره زودتر دكتر بهش بگه كه ديگه لازم نيست ربيف بزني و از اين حرفا

منم رفتم سره منبر و كلي دلداريش دادم .

بعد از اينكه ديسكانكت شدم و كامپيوتر رو خاموش كردم با خودم فكر كردم كه منم تقريبا دو هفته اس كه ربيف نزده ام

اينقدر زمانشو تغيير دادم و هي روزايه تزريق رو عوض كردم كه اين دو هفته اخير سره جمع يه بار بيشتر ربيف نزدم

تويه دلم گفتم شدي زنبوره بي عسل

فقط بلدي حرف بزني ولي خودت به هيچ كدوم از حرفات عمل نميكن

شب دوباره ربيفم رو از يخچال درآوردم و گذاشتم تا يه ساعت بعدش كه دماش به حده عادي رسيد تزريق كنم

موقع خواب خيلي خسته بودم و حوصله تزريق نداشتم و دوباره ربيف رو گذاشتم تويه يخچال و مثه شبايه قبل رفتم خوابيدم

خواب دیدم جلویه آینه وایستادم و با خشم دارم به خودم میگم

آنیه احمق 

خوشی زده زیره دلتا!

برو خدا رو شكر كن كه فقط هفته اي سه بار تزريق داري

تو بايستي ديابتي ميشدي كه مجبور بشي روزي دو بار تزريق كني تا قدر الانو بدوني

تازه اون موقع بايستي سره ساعتايه خاصي تزريقو انجام بدي و اگه سره همون ساعت تزريق نميكردي ، دچاره مشكل ميشدي

ديوونه ربيف كه خيلي خوبه

هم سوزنش نازكه هم بي درده هم خودت ميتوني با ربيجكت بزنيشو محتاجه بقيه نيستي

ناشكري ديگه تا چه حد؟

 


برچسب‌ها: من
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 13:37 توسط آنارام |

امتحان فیزیک و زبان فارسی

 

شنبه : ۴/۳/۱۳۸۷

 

از وقتي كه يادمه از درسايه مورده علاقه ام بوده .

بخصوص تويه دوره راهنمايي ( يعني درخشانترين دوره زندگيم)

.

.

.

از ساله اوله دبيرستان استرسم واسه فيزيك شروع شد

جوريكه الان ف فيزيك به گوشم كه ميخوره تا يه هفته تنم ميلرزه

.

.

تصميم گرفتم اين 2 روز و نصف فرجه رو فقط و فقط بذارم واسه كتاب .

.

.

.

ساعته 2 نيمه شب بود و من يه فصله نخونده داشتم

.

.

.

سره جلسه داشتم منفجر ميشدم نميدونم از استرس بود يا تعجب يا عصبانيت . . سوالا خيلي آسون بودن .  

 

دوشنبه : ۶/۳/۱۳۸۷   یکی از اساسی ترین ایرادایه من تویه زندگیم تخیلاتمن أدمی هستم با تخیلاته بسیار قوی که به قول خانم دکتر آزادی از قدرت کودک درونم بلند میشن . . . از بعد از امتحانه فیزیک میتونم به جرات بگم تا ۲۴ تویه دوره نقاهت بودم . . . در واقع از دیروز صبح شروع کردم به خوندنه زبان فارسی. از ساعته ۹ صبح تا ۱۱ شب تمومش کردم شکر خدا
برچسب‌ها: من
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 11:56 توسط آنارام |

امتحانه دینی

با وجوده 10 روز فرجه واسه امتحانام از پريروزصبح شروع كردم به خوندنه ديني

تا شب تنها 2 درس رو با كلي جون كندن تموم كردم

اصلا حوصله فكر كردن نداشتم

ديروز هم از ساعته 8 صبح تا 6 بعد از ظهر تنها 2 درس خوندم

از 6 بعد از ظهر بعد از صحبت كردن با مهسا لر به غيرت شدم و يه تكونه اساسي دادم به خودم

فكرشو كن

تويه 6 ساعت تمامه 12 درسه باقي مونده رو خوندم

توپه توپه

بدونه وقفه

 


برچسب‌ها: من
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 12:21 توسط آنارام |