رازه بقا
دیروز خونمون دیدنی بود![]()
از اتاق که اومدم بیرون با صحنه جالبی روبرو شدم![]()
مامان بابام خونه نبودن![]()
دختر داییه کوچیکم رو زمین پهن شده بود و داشت نعره میزد و زار زار گریه میکرد
(درست مثه همین شکلکه)
یکی از پسر داییام کنارش نسته بود و داشت باهاش حرف میزد
. فکر کنم داشت منتشو میکشید
و طبقه معمول لوسش میکرد
اون یکی پسر داییم با داداشم دعواش شده بود داشتن همدیگه رو تیکه پاره میکردن
همینجور که پیش میرفتم ییهو دختره ۱۱ماهه همسایه رو دیدم
که احتمالا به اصراره دختر داییم آورده بودنش تا باهاش بازی کنه
. حالا خودش نشسته بود گریه میکرد و دختر همسایه هاج و واج تویه خونه تاتی تاتی راه میرفت.![]()
در یه چشم به هم زدن دیدم یکی دیگه از پسر داییام از پشته سرش پرید و رویه هوا پاهاشو واکرد و از بالایه سره دختر بچه پرید![]()
. بچه بیچاره سنگ کپ کرد![]()
یکی دیگه تویه حمام صداشو بلند کرده بود و بلند بلند آواز میخوند![]()
.
وارده اتاقه کامپوتر شدم و دیدم ۳تا پسر جدید داخلن و دارن بازی میکنن.
اینا دیگه کین؟![]()
![]()
پسر خاله هام بودن
.(اینا کی اومدن که من نفهمیدم؟
)
یه لحظه با خودم فکر کردم قدیما چه حالی میکردن ![]()

هر خونواده کمه کم ۴ تا بچه داشته
. خوش بحاله اون بچه ها!![]()
![]()
هیچ وقت تنها نبودن یا حوصله شون سر نمیرفته
. همین دعواهاشونم خودش یه جور تفریح و استراحت بوده
.
هیچ روزه بی ماجرای تویه خونشون نبوده![]()
.
بعلاوه بچه ها مثله ما بچه هایه امروزی اینقدر خودخواه نبودن
و همه چی رو واسه خودشون نمیخواستن
. سلوک داشتن
.
آدما کمتر افسرده میشدن . یعنی در واقع وقته افسرده شدن نداشتن
.
خانواده ها به هم نزدیکتر بودن
و ....
البته مشکلات هم کم نبودن
.
مثلا تامین احتیاجاته مادی
.
ولی حداقل آدما اگه مشکله مالی و حتی جسمی داشتن از نظره روحی و روانی مشکل نداشتن
. کناره هم بودن و از نظره روحی همدیگه رو تامین میکردن.![]()
تاریخی شد !![]()
![]()

خواستم بگم الان وضعه خونه ما اینطوریه . ![]()
اتاقه من تقریبا سرنگون شده . ![]()
اتاقه داداشم داغونه. ![]()
بقیه خونه رو هم که نگو ![]()
من که حال میکنم
. البته کم هم داد و فریاد نمیکنم
ولی اینقدر میزننش به شوخی و خنده که بیخیال میشم
.
بنظرم آدما اون موقع هیچوقت سرده شون نمیشد
. خودشون همدیگه رو با وجودشون گرم میکردن
. مثله دیشبه ما!![]()
داشتیم خیره سرمون فیلم ترسناک میدیدیم
.![]()
البته بزرگا همه خواب بودن
و فقط ما بچه ها ( که البته خیلی هم نمیشه گفت بهمون بچه ) تویه تاریکی نشسته بودیم و فیلم نگاه میکردیم
.
اولا که تقریبا یخچالو آورده بودن جلویه تلویزیون که بخورن
( انگار از بیافرا اومده بودن
)
دوما جاهایه ترسناکش دعوا میشد![]()
(اصلا انگار نه انگار یه عده خوابن
)
وقتی هم همه خوراکی هایه خوشمزه تموم شدن تازه یادشون اومد که شامشون سنگین بوده و رضایت دادن ته مونده هایه خوراکی ها رو بردارن![]()
.
تقریبا میتونم بگم هیچی از فیلم نفهمیدم
چون وقتی هم تصمیم به مثله آدم نگاه کردنه فیلم گرفتیم سردمون شد و همه از این اتاق به اون اتاق رفتن و تا تونستن پتو آوردن و این دفعه یه ماجرایه جدید
...
ولی امروز باحالتر از دیروز بود![]()
چون دختر همسایه را دوباره آورده بودن
و مامانشم خونشون نبود
و جالبتر اینکه خونه ما هم هیچ بزرگی نداشتد
(نمیدونم اینا این چند روز ییهو کجا غیبشون میزنه![]()
. باید ته توشو درآرم
)
خلاصه بچه بیچاره کثیف کرده بود
و اوضاعش بیریخت بود
و تقریبا همهمون متوجه بودیم ولی هیشکی برویه خودش نمیاورد![]()
دیگه بعد از یه مدت اوضاع زیادی بیریخت شد و بویه گند خونه رو برداشت
.
پسر داییم حوصله اش سر رفت و گفت تو رو خدا ببرینش بیرون![]()
![]()
هیشکی هم دلش نمیگرفت بهش دست بزنه
(انگار جذامی بود
) نمیدونم اینا فردا پس فردا با بچه هایه خودشون میخوان چیکار میخوان بکنند
خلاصه من فداکاری بخرج دادم و بچه رو برداشتم
و بردم دمه دره خونشون ولی همونجور که انتظار داشتم کسی خونه نبود![]()
منم با بچه تویه بغل برگشتم
داده همه رفت هوا![]()
باورتون نمیشه چی بروزه این بچه بیچاره آوردن![]()
![]()
![]()
![]()
. از ترسه اینکه یه وقت چیزی از لباسش نیافته بیرون گذاشتن تویه کیسه زباله![]()
![]()
بعدم واسه اینکه گریه نکنه گذاشتنش تویه تشت و بردنش تویه بالکن
(بیچاره سوخت از گرما
)
منم وسواسم گل کرد
و گفتم عروسکامو بهش ندین الان همه رو با آب دمکاغ و دهنش آغشته میکنه
.
خلاصه بچه بیچاره ساعته ۸شب رفت که دیگه برنگرده![]()
ولی دیدن داشت اون صحنه ها
. قیافه ها
. نظراتی که میدادن
.اولش همه بست نشسته بودن ببینن این بچه کی بوش بلند میشه
. بعد منتظر بودن یکی بلندش کنه ببردش بیرون
. بعد فکر میکردن که چطور جلویه ریزش محتویاته پوشکو به رویه زمین بگیرن
. بعد .....
خلاصه دیدن داشت![]()
فکر کنم خسته تون کردم![]()
بهتره دیگه برم![]()
مواظبه خودتون باشید![]()

منو هم از دعا فراموش نکنین![]()
آنارام و سر افراز باشید