انقد این روزا اطرافم پر شده از اتفاقات ناگوار که علی رغم میل باطنیم سخت میتونم گرد نگرانی و دلمشغولی و ناراحتی رو از افکارم کنار بزنم و به چیزای خوب یا معمول بپردازم. مثلا بگم ، این روزا از گرمای هوا کم شده و کلا امسال تابستون ، اوضاع جوی به اسفناکی قبلنا نبود و امسال که بعد از ۷ سال، تابستون رو موندم اهواز خداروشکر دچار حمله نشدم . درحالیکه قبلنا اگه تابستون اهواز میموندم حتما دچار حمله میشدم . حالا اینکه دلیلش ریتوکسی مبه ( اولین باره که در حالیکه داروم ریتوکسی مبه موندم اهواز ) یا شرایط اقلیمی یا .... نمیدونم ولی ترجیح میدم نگاهم جوری باشه که توی این بَلبَشو، خیالم رو به سمت اتفاق خوب افتادن برای همه جهت بدم . مثلا با صدای بلند تو جمع بگم ، میبینید چقد هوا خوب شده ؟ و وقتی بقیه در جواب سوالم رو ترش میکنن بگم “ببینید ، الان بجای دوتا کولر با یه کولر هم خونه خنک میشه . نه؟” و انگار که قوانین طبیعت عوض شده ان، نیشمو تا بناگوش باز کنم. مثل همه ، این روزا با خودم میگم باید چیکار کنم و چطور از مهلکه ای که توش گرفتاریم جون سالم به در ببرم ؟ هر بار که ناامید میشم از پیدا کردن جواب سوالم، فکر میکنم پرقدرت تر از قبل باید توی مسیر تصمیمات ساده ام گام بردارم ، لااقل الان دیگه میدونم فرصت برای اشتباه کردن خیلی محدودتره . قبل تر ها برای بیرون اومدن از جو ناامیدی به کسایی که با مشکلات پیچیده تر از مشکل خودم گرفتار بودن نگاه میکردم و خدارو شکر میکردم که اوضاعم به نسبت اونا خیلی خوبه . این روزا ولی با این حرکت ناامیدتر میشم . ناخودآگاه میگردم دنبال شرایط بهتر و فکر میکنم دیدن آدمای کم مشکل تر به حوضچه ی امیدم رنگهای بیشتری میده. شما چیکار میکنید ؟ از چه ترفندهایی برای التیام بخشیدن به نگرانیاتون استفاده میکنید ؟
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر ۱۳۹۷ ساعت 13:50 توسط آنارام
|
سلام آنارام هستم از فروردین سال 1385 فهمیدم ام اس دارم . شکره خدا بیماریم کنترل شده و اوضاعم روبراهه. از ابتداي تشخيص ام اسم داروي آوونكس برام تجويز شد و 6 ماه آوونكس زدم . بعد بدليل حمله ، داروم به ربيف تغيير كرد و 3 سال ربيف زدم . بعد از 3 سال ربيف روي كليه هام عارضه داد و مجبور شدم دارو رو تغيير بدم , در نتیجه از دی ماه سال 88 تا دی ماه سال 91، ماهی یک بار داروی تایسبری مصرف کردم و بعدش بدلیل احتمال عارضه PML جدود 6 ماه داروم به قرص جلنیا تغییر کرد و بعد 8 ماه بعدش و بعد از اینکه معادل ایرانیه جلنیا ( فینگولید ) وارد بازار شد ، از آذر 92 داروم به فینگولید تغییر کرد و اردیبهشت سال 93 بدلیل حملات مکرر که ناشی از عارضه ی دارویی بود مصرف قرص متوقف و استفاده از تایسبری از سر گرفته شد و در آبان 95 پرونده ی تایسبری بسته شد و تجربه ی ریتوکسی ماب شروع شد
(اکانت اینستاگرام من ، anaram_ms هستش و توی فیس بوک هم میتونید من رو با اسم کاربری anaram joon پیدا کنید .دوست داشتین اددم کنین تا از بروز شدن وبلاگ باخبر بشین. فقط بهمم بگين كه از اينجا آيديمو پيدا كردين ، كه بذارمتون تويه ليستي كه پيغام آپ شدن رو ميدم) از اونجایی که هر کی میاد میپرسه آنارام یعنی چی ؟ اینجا میگم یعنی چی. آنارام یعنی نور جاودان و پیوسته.