شطورین؟

ســـــــــــــــــلام

خوبید ایشالله؟

من که خدا رو شکر خوبم

راستش این 2هفته اخیر خیلی تناقض داشت واسم

اولا که برا اولین بار تو زندگیم با مامانم دعوام شد. اونم نه یه بار . پنج شش بار

برا اولین بار تو زندگیم قهر کردم. اونم نه یکی دو ساعت. بیست و چهار ساعت

ولی در عوضش برا اولین بار تو زندگیم اون حرفایی که تو دلم مچاله شده بودن رو به زبون آوردم

تو  مدرسه هم کلی روزای بد داشتم

نه اینکه روز بد بودها!نه. روز خدا بد نمیشه

ولی به من بد گذشت

از این لحاظ که حال و حوصله نداشتم و دلم میخواست همه دور و وریامو بخاطره رفتاراشون سر به نیست کنم

ولی از اون جایی که تو اینجور مواقع خفه خون میگیرم و واسه اینکه به کسی بر نخوره حرفامو تو خودم حبس میکنم خودم و خالی نکردم

در عوضش کلی روز باحال هم داشتم

جاتون خالی سر امتحان زبان. مراقبه تیکه خنده بود.

من اصلا نفهمیدم چی مینویسم. فقط میخندیدم

دبیر ادبیات رو پیچوندیم و امتحان زبان فارسی رو 2در کردیم .

برای امتحان آمادگی دفاعی هم دعوا شد و دبیر قهر کرد و رفت از کلاس بیرون

بچه ها هم نامردی نکردن و ماشینشو پنچر کردن

خلاصه بساط خنده ای داشتیم ما

ولی درکل این چند وقته اصلا حال و حوصله هیچ کاری ندارم

نمیدونم .شاید بخاطره گرمای هوا و کولره

آخه اتاق من همیشه مثه سیبریه

کسی جرأت نمیکنه از نزدیکش هم رد بشه

همیشه هم سر همین موضوع دعوا داریم که چرا اتاقمو اینقدر سرد میکنم

خب دیگه .من گرماییمو بقیه همه سرمایی

به هر حال خواستم بگم واسه همین از بیماری ام.اس چیزی ننوشتم.

ولی دفعه دیگه مینویسم.

راستی بچه ها شما از ام.اس چی میدونید؟

تو نظرا برام بنویسید

آنارام و سرافراز باشید

 

 


برچسب‌ها: من
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 17:42 توسط آنارام |